یه تبریکِ موندگار - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
Home Profile Archive Posts Design اینجا من، من‌ترم یه تبریکِ موندگار یکشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۵ 16:14 چند روز پیش، روز کودک بود مامان زنگ زد و گفت: "روزت مبارک"با تعجب پرسیدم: روز من؟ مگه چه روزیه؟گفت: "روز کودک"خندیدمو گفتم: "مگه من کودکم؟"و مامان با همون لحنی که بعید میدونم به این زودیا از یادم بره گف...
دکتر قلابی! - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
بعد از اون روزهای شوم که مادام المریض بودم(حدود یکی دوسال پیش) یپا دکتر شدم برای خودم اونم چه دکتری!...من و بابا همزمان سرماخوردیم، من مثل همیشه از بابت وجودِ سرما و بابا از محیط کار گرفته بود ، روز اول سرماخوردگیم به بابا توجهی نداشتم ، روز دوم گفت یه قرصی چیزی به من میدی؟ براش استامینوفن بردم و رو...
یک سال رفاقت، یک تولد - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
Home Profile Archive Posts Design اینجا من، من‌ترم یک سال رفاقت، یک تولد چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۵ 0:45 پارسال همین موقع‌ها، همین روزا، دقیقا تو همین بلاگفا با یکی دوست شدم که در زمان حاضر یک سال از رفاقتمون می‌گذره؛مجی، مرسی که انقدر امنیخیلی خوشحالم که توی این سال‌هایی که دارم زندگی می‌کنم، یه ...
این پست حاوی اسپویل است - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
Home Profile Archive Posts Design اینجا من، من‌ترم این پست حاوی اسپویل می باشد جمعه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۵ 0:41 سمفونی مردگان رو بالاخره تموم کردم ، هزار بار جابر اورخانی و اورهان و ایاز و آبادانی رو فحش دادم و هزار و یک بار برای آیدا و آیدین و سورمه و یوسف و مادرشون دلم خون شد (بیشتر برای آیدین)...ه...
شبی پر از گریه قسمتِ دو - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
امشبم مثل همون قسمت اول بود؛ همه چی حتی دلیل گریه هام اما یچی فرق داشت، حسم، امشب حالم خیلی خوب بود ولی اون شب خیلی بد، اونقدر بد که مطمئنم اگه پا نمی‌شدم و نمی‌نوشتم و گریه نمیکردم قطعا تو خواب سکته میکردم‍♀️... اما در روز جاری انگار همه چی عوض شده، انگار داره اوضاع خوب میشه، انگار داره باز همه چی ...
نوستالژی - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
Home Profile Archive Posts Design اینجا من، من‌ترم نوستالژی دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۵ 1:14 عمیقا دلم میخواد برگردیم به اون دوران؛یروز صبح از خواب بیدارشدیم، کارای روزمره رو انجام دادیم، صفحه ی اینستاگرام رو باز کردیم و بوووومبله اینستاگرام با رقص، پایکوبی و آوازِ صادق بوقی منفجر شده بود!یه روزی تن...
سلام - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
امروز با "یاروعه" درگیر بودم؛ این اسمی بود که بابا از پشت خط هی میگفت‍♀️برای تمدید اینترنت وای فای رفته بودم مخابرات دیدم کمترینش برا من بیشترینه، همون کمترین(۱۳۰گیگ) رو انتخاب کردم بعد یاروعه میگفت اینو وردارید سرعت ترافیکتون پایین میادیعنی چی خب اون یکی رو وردارم ۲۰۰ و خورده س اصلا استفاده ای نمیک...
همراه بانک تجارت/مامان❤️ - تاریخ: 1405/8/5 ساعت: 0:50
واقعا اعصابم رو بهم ریخته؛ انگاری فقط یبار در روز میتونی ازش استفاده کنی بار دوم انقدر پسوردت رو رد میکنه تا غیرفعال میشه به مدت ۱ ساعت بعد ۱ ساعتم همین روند طی میشه تا روز بعدی.... واقعا این چه وضعشه‍♀️؛/ _ هرجا به مو میرسه و میخواد پاره بشه مامانم میاد و یه گره ی محکم میزنه روش:) چیه این حسِ مادرا...
خواب - تاریخ: 1405/6/8 ساعت: 16:15
اعصابم بهم ریخته ، چون خوابم بهم ریخته‍♀️ تو دوره امتحانات نهایی شبا بیدار میموندم و همین عادت شده برام حالا ام هرکارییی میکنم نمیتونم زودتر از ۴ صب بخوابم و از اونور ۱۰/۱۱ بیدار میشم و از این بابت بدن درد وحشتناکی دارم و از سوی دیگر خیلی ام کسل ... کلا حس میکنم میزان کافئینی که طول اون دوره استفاده...
اعتراض - تاریخ: 1405/6/8 ساعت: 16:15
چرا این تابستون اعتراض حالیش نمیشه؟ بابا تابستان جان تموم شو دیگه ، بخدا اکثر آدما دوستت ندارن لطفا بهت بر بخوره این بی مهری و برو ، میوه های خوشمزه تم اصلا برا خودت! اصلا یکی از دلایلی که ازت متنفرم این بی برقی عه این برق که میره منم با خودش میبره‍♀️ ولی زمستون:))))) نه نه اشتباه شد ، باید میگفتم: ...
او، او است؟ - تاریخ: 1405/6/8 ساعت: 16:15
مطمئنم اصلا نمیشناسه منو بعد من داشتم میرفتم روضه با مامانم اینا ، یهو وسط کوچه دیدمش داره میره خونه عزیزش قدشششششش وای اصلا نمیخوام بهش فکر کنم و اصلا مناسب هم نیستیم ولی یکی دوباری ام که رد شده و دیدم اصلا از لحاظ ظاهری ، از همه لحاظ خیلی تایپمه از لحاظ باطنی ، فععععک نکنممممم . خیلی مذهبیه ، خیلی...
کنکور - تاریخ: 1405/6/8 ساعت: 16:15
به لطف کنکور ما این ماه ۲ بار پریود شدیم‍♀️ واقعا نمیتونم هیچی بگم جز اینکه فقط خداااااروشکر روز کنکور همچی نشد‍♀️ یاد بهار افتادم ک قرص خورد پریود نشه بهار منو میبینی چ خوش شانسم واقعه قبل تر ها خیلی خوش شانس بودم خیلیییی نمیدونم چرا یکی ۲ سالی میشه شانسم رفته لالا. بنظرم بابت پریودی تو کنکور باید ...
احساسات عجیب - تاریخ: 1405/6/8 ساعت: 16:15
خیلی حس عجیبی دارم ، اولین سال کنکورم وایب سومین سال کنکور خواهر بزرگه رو میده ، خواهر بزرگه برا بار n ام ثابت کرد خیلی خواهر خوبیه:) دیشب تا صبح نخوابیدم ، از شدت استرس، صبح ساعت ۷ رفتم خونه آ ، بعد صبحانه یکی دیگ‌از دوستامون هم اومد و به اتفاق هم رفتیم مدرسه ، یه چندتا سوال و ... پرسیدم که واقعا خ...
سوتی - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
سوتیبچه ها داشتم درس میخوندم نمیدونم چرا یهو وسطش یادم افتاد ک زیر پست یکی تون کامنت دادم ( اصلا یادم نمیاد به کی و حتی کامنتم چی بود ) فقط یادم میاد به مسکراتی گفتم منکراتی واقعا چرا حالا باید وسط درس یادم بیوفته؟ تف؛/ _ اصلا نمیفهمم اصلا اصلا اصلا چون از اول سال اصلا برا عمومی ها وقت نزاشتم ، مخصو...
سلاااام از زبان - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
سلاااام از زبانواقعا دیگ آخریشو ول کردم دیگ انقدر حالم بد شد؛///دیگ یهو دیدم گفتن ۱۵ دقه مونده ، منم استرسسسس ، دستم هزار بار لرزید تا آخریشم پر کردم؛/جزئیات بیشتر درباره سلاااام از زبانواقعا، آزمون، بخشه، کردم، خوردم_صبح ۶ مامان بیدارم کرد گفت پاشو حساااابی صبونه بخور، امتحان قبلیم اولین باری بود ک...
مخاطب عزیزم - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
مخاطبِ عزیزم:))))سلام عزیزِ دل، من واقعا از شما معذرت میخوام باور کنید که همون روز خواستم جوابتون رو بدم متا وقتی رو آدرس صفحه تون کلیک کردم چیزی بالا نیاورد ( من معمولا جواب کامنت مخاطب هام رو تو صفحه ی خودشون میدم ) برا همین جواب ندادم اما خب با وجود اینکه الانم برام آدرس نزاشتین مجبورم همین جا جو...
مریم - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
مریمتو همون صفحه نخستیه پستی بالا میاد با مضمون " مریم جانم .... "جزئیات بیشتر درباره مریممریم، ساعت، میکنم، میخوره، نمیخوادآقا منم هربار اول فکر میکنم طرف با منههه انقدر ذووووق میکنم بعد که ادامه ش رو میخونم متوجه میشم با من نیست میخوره تو ذوقمامروز فقط یکی ۲ ساعت برق داشتیم .بررسی کامل مریمدیگ حس ...
رکب خوردیم؛/ - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
رکب خوردیم؛/چون فکر میکردم صبح امتحانهیه لحظه رفتم تلگرام ، جزئیات بیشتر درباره رکب خوردیم؛/هویت، میکردم، فردا، شیمی، صبحههههبقیهدیدم فقط راجب دینی ۱۱ امی ها واسه فردا صحبته ، ۱۲ امی ها ام همه داشتن شیمی میخوندن گفتم خدایااااا چیشده چرا اینطور شده بررسی کامل رکب خوردیم؛/بعد متوجه شدم اصلا هویت امروز...
هویت - تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:24
هویت:نشستم مداحی مهدی رعنایی گوش دادم و زار زار گریه کردمحالا الا دارم به این فکر میکنم که چطوری ۱۰ درس هویت مرور کنم و نهایی کار کنم و صبح ساعت ۶ سر جلسه باشمجزئیات بیشتر درباره هویت:هویت، کنیکاش، مداحی، نهایی، مرورولی باورت نمیشه چقدر خوب بود این تیکه از مداحی ش که میگفت :دنیا منو پس زده کاش تو بغ...